خورشاه بن قباد الحسينى

119

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

لاغر شده بودند ، از آنجا به آهستگى متوجّه قزوين شدند و در موضع كره‌رود ، القاس ميرزا و بهرام ميرزا و حسين خان و سليمان سلطان و امير سلطان روملو را از مقدّمه روان ساختند . موكب ظفر قرين در باب الجنّه قزوين چند روزى توقّف فرمود و شاه قلى خليفه مهردار و شاه قلى سلطان افشار را به ميان الوسات و اويماقات كه در نواحى سلطانيّه و همدان و آن حدود مقام داشتند فرستادند كه از آن جماعت هر كس كه بر اسب سوار تواند شد به اردوى اعلى برسانند . در آن اثنا از جانب بهرام ميرزا و القاس ميرزا كه در زنجان نشسته بودند خبر رسيد كه ابراهيم پاشا از اوجان كوچ كرده بازگشت . حضرت شاه خلافت‌پناه ، قنبراغلى را بر سبيل استعجال نزد القاس ميرزا و بهرام ميرزا فرستاده پيغام داد كه اگر ابراهيم پاشا به تحقيق بازگشته باشد ، منتشا سلطان با امراى رفيق او را تعاقب نمايد كه موكب همايون نيز متعاقب مىرسد . بعد از ارسال قنبر اغلى ، موكب ظفراثر متوجّه قصبهء ابهر شد و در آن منزل [ 91 ] نقيض « 1 » خبر اوّل خبر رسيد كه ابراهيم پاشا بازنگشته و بلكه خواندگار روم به نفس خود همراه است و اينك به زنجان نزول نمودند . حضرت شاه خلافت‌پناه داعيه داشتند كه با ابراهيم پاشا جنگ و مقابله بنمايند . چون خبر توجّه خواندگار به تحقيق پيوست آن داعيه را تغيير داده اردو و آغرق را به طرف اصفهان روان گردانيد و امير بيك و چراغ سلطان و ذو القدر اغلى حسب الاشارهء عليه به قراولى مقرّر شده به خبرگيرى رفتند و حضرت شاه عالميان مسرعى را نزد حسين خان و منتشا سلطان و ساير امراى بزرگ فرستاده پيغام داد كه رايات عاليات روز ديگر پرتو وصول بر آق‌داغ سلطانيّه خواهند افكند ، بايد كه امراى مذكور هر يك با ده كس به پايهء سرير سلطنت مصير حاضر شوند تا مشورت نمايم كه با خصم قوى چسان معارضه و مقابله خواهيم نمود . چون موضع آق‌داغ مضرب خيام آن خسرو آفاق گرديد ، امرا نيز به موجب فرمان به درگاه پادشاه عالميان رسيده به رسم مشورت تقديم نمودند ، حضرت شاه خلافت‌پناه چون با اعدا ارادهء محاربه و مضاربه داشت ، حسين خان به عرض رسانيد كه اسبان لشكريان به سبب طىّ مسافت بعيد ضعيف و لاغر شده‌اند ، ما تاب محاربه و مقابله « 2 » با اعداى وافر شوكت نداريم . حضرت شاه

--> ( 1 ) . ب : نقل . ( 2 ) . ب : مقاتله .